:سوسیوبیولوژی دنبال مدارکی می گردد که ثابت کند فعالیت های اجتماعی شایستگی تکاملی یک جانور را افزایش می دهد.مفاهیم انتخاب شده ی خویشاوندی و رفتار فداکارانه دو طرفه بیانگر این نکته اند که : ژن ها عامل بروز رفتار اجتماعی هستند و این ایده ای کلیدی و مهم در علم سوسیوبیولوژی است.

سوسیوبیولوژی زمانی ظاهر شد که اکثر دانشمندان علوم اجتماعی بر این باور بودند که وراثت نه تنها در رفتار اجتماعی انسان اهمیتی ندارد بلکه صحبت از وراثت خطرناک است ،زیرا اشاره به وراثت مستلزم ثابت بودن تقدیر و سرنوشت است.به این ترتیب ما نمی توانیم کاری برای آسیب های اجتماعی انجام دهیم .این اولین دلیل برای مخالفت هر دو گروه  دانشمندان است :

گروه اول :جامعه شناسانی که قبلاً بر روی نقش فرهنگ – جامعه شناختی رفتار اجتماعی به توافق رسیده اند و گروه دوم برخی از دانشمندان زیست شناس :همکاری ژن و فرهنگ به رفتارهای اجتماعی انسان شکل می دهد.

درباره ی چگونگی تاثیر ژن ها و محیط بر روی رفتار افراد بحث کردیم در انسان هایی نظیر یک پیانویست با استعداد که در مبحث 3-35 اشاره شد ،اثرات ژنتیک و محیط باید با هم مخلوط شوند تا قطعه موسیقی زیبایی توسط انگشتان پیانویست نواخته شود اما چگونگی شکل گیری رفتار ، نه تنها در یک فرد بلکه در جمعیت می شود .

رفتارهای گروهی مانند رفتارهای فردی حاصل میان کنش پیچیده ای میان ژنتیک و محیط هستند نمونه ای از رفتار فداکاری دو جانبه را در نظر بگیرید همان طور که بحث شد ژن ها مسئول این رفتار در برخی گونه ها ،حضور دائمی دارند زیرا باعث سود رساندن به افرادی می شود که آنها نیز این ژنها را دارند  اما در مورد انسان نیروهای محیطی قدرتمندی نیز در کار است.

هزاران سال است که فرهنگ آدمی بر ارزش دلسوزی و کمک کردن تاکید داشته است.مردم به بچه هایشان کمک به فقرا را می آموزند .انسانها به افرا بیگانه ای کمک می کنند که هرگز توانایی جبران این کمک را نخواهند داشت .امروزه با ظهور شبکه های جدید ارتباطی و حمل و نقل میلیون ها نفر به مردم ساکن در نقاط دور دست که هرگز آنها را ملاقات نکرده اند پول وغذا اهدا می کنند.میان کنش یادگیری و ژنتیک را در شکل گیری رفتارهای اجتماعی بی شماری در انسان ها می توان دید .رفتارشناسان این تاثیرات را در همه مسائل انسان از چگونگی کسب غذا گرفته تا نحوه ی انتخاب همسر دنبال می کنند.در یکی از تحقیق ها ی اخیر که در سال 2003 توسط آکادمی ملی علوم چاپ شده است علوم موثر در انتخاب همسر را در جوامع غربی بررسی کرده اند.محققان یک لیست ده گانه از ویژگی های مطلوب همسر دائمی بر اساس معیار وابسته به تولید مثل و در نهایت مورد حمایت تکامل تقسیم بندی کرده اند که عبارتند از:

ثروت و مقام ، وفاداری ،ظاهر فیزیکی ، و پایبندی جنسی .سپس حدود 1000 زن و مرد جوان غیر هم جنس باز وابسته به دانشگاه کورنل ارزیابی شدند از آنها خواسته شد تا ده ویژگی انتخاب همسر دائمی را به ترتیب اهمیت مرتب کنند سپس خواسته شد تا خود را به عنوان یک همسر بالقوه بر اساس همان ویژگی ارزیابی کنند.اگر تاثیرات ژنتیکی بر فرآیند انتخاب همسر غالب باشد پیش بینی می کنیم که شرکت کنندگان ثروت یا جذابیت های فیزیکی همسر را نسبت به بقیه ی ویژگی ها انتخاب نمایند زیرا هرچه منابع وسیع تر و بیشتر باشد شانس پرورش موفق فرزندان بیشتر خواهد بود به هر حال شرکت کنندگان مورد مطالعه به ویژگی هایی از همسران بالقوه بها دادند که شبیه ویژگی های خودشان باشد بر خلاف آنچه که به نظر می رسید ثروتمند بودن و زیبا بودن همسر مهم باشد، شرکت کنندگان مورد مطالعه بیشتر شخصی را انتخاب کردند که شبیه خودشان بود

نتایج این تحقیق بر عکس باور قدیمی :مخالفان همدیگر را جذب می کنند بود فرآیند انتخاب همسر توصیف کننده ی این جمله است :مشابهان همدیگر را جذب می کنند .محققان حدس زدند که این رفتار باید تا حدی از نظر تکاملی قابل توجیه باشد دیگر تحقیقات نشان داده که در همسران مشابه یکدیگر احتمال بیشتری برای تولید مثل و تولید بچه وجود دارد اما نیروهای محیطی نیز نقش روشنی را بازی می کنند .جوامع غربی مانند بسیاری از جوامع انسانی دیگر اصرار دارند که مردم در هنگام انتخاب همسر به فراتر از ظاهر و ثروت افراد بها دهند.مردم را به جستجوی صفات کیفی دیگر نظیر شباهت ارزشی ، شخصیت و خلق و خو تشویق کرده اند.بنابراین نیروهای اجتماعی به هدایت مردم کمک کرده است تا همسرانی دائمی تر با سازگاری بیشتر و نیروی ماندگاری بیشتر باشند.

در این اثر محیطی در جامعی که رهنمودهای رفتاری را به اعضای جوان تر انتقال می دهند نمونه ای از یادگیری اجتماعی است که ریشه ی فرهنگ را تشکیل می دهند.فرهنگ ، سیستم اطلاعاتی است که از طریق یادگیری یا یاددهی اجتماعی منتفل می شود و رفتار افراد یک جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد.در حالی که انسان ها تنها موجوداتی نیستند که نمایش دهنده ی فرهنگ و یادگیری اجتماعی باشند.این فرآیند برای تداوم جوامع انسانی ضروری است .

همان طور که دانشمندان ،یادگیری گروهی و انسان ها را مطالعه می کنند به کشف تاثیرات ژن ها و محیط ادامه می دهند.سوسیوبیولوژی (جامعه شناسی زیستی )حوزه ای از تحقیق و بررسی که مبحث 15-35 معرفی شد بر این ایده متمرکز است که رفتارهای اجتماعی نیز مانند ویژگی های آناتومیکی تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار داشته و در طول زمان تکامل یافته است.

به کارگیری این پدیده در مورد انسان منجر به این نتیجه گیری می شود که آهنگ زندگی از پیش تعیین شده است . ام حامیان این ایده معنقدند که رفتار انسان را هرگز نمی توان اثر ساده ی ژن ها دانست . در حقیقت رفتار اجتماعی انسان امعکاسی از ترکیب موشکافانه و دقیق ژن ها و محیط است.

 دنبال مدارکی می گردد که ثابت کند فعالیت های اجتماعی شایستگی تکاملی یک جانور را افزایش می دهد.مفاهیم انتخاب شده ی خویشاوندی و رفتار فداکارانه دو طرفه بیانگر این نکته اند که : ژن ها عامل بروز رفتار اجتماعی هستند و این ایده ای کلیدی و مهم در علم سوسیوبیولوژی است.

سوسیوبیولوژی زمانی ظاهر شد که اکثر دانشمندان علوم اجتماعی بر این باور بودند که وراثت نه تنها در رفتار اجتماعی انسان اهمیتی ندارد بلکه صحبت از وراثت خطرناک است ،زیرا اشاره به وراثت مستلزم ثابت بودن تقدیر و سرنوشت است.به این ترتیب ما نمی توانیم کاری برای آسیب های اجتماعی انجام دهیم .این اولین دلیل برای مخالفت هر دو گروه  دانشمندان است :

گروه اول :جامعه شناسانی که قبلاً بر روی نقش فرهنگ – جامعه شناختی رفتار اجتماعی به توافق رسیده اند و گروه دوم برخی از دانشمندان زیست شناس :همکاری ژن و فرهنگ به رفتارهای اجتماعی انسان شکل می دهد.

درباره ی چگونگی تاثیر ژن ها و محیط بر روی رفتار افراد بحث کردیم در انسان هایی نظیر یک پیانویست با استعداد که در مبحث 3-35 اشاره شد ،اثرات ژنتیک و محیط باید با هم مخلوط شوند تا قطعه موسیقی زیبایی توسط انگشتان پیانویست نواخته شود اما چگونگی شکل گیری رفتار ، نه تنها در یک فرد بلکه در جمعیت می شود .

رفتارهای گروهی مانند رفتارهای فردی حاصل میان کنش پیچیده ای میان ژنتیک و محیط هستند نمونه ای از رفتار فداکاری دو جانبه را در نظر بگیرید همان طور که بحث شد ژن ها مسئول این رفتار در برخی گونه ها ،حضور دائمی دارند زیرا باعث سود رساندن به افرادی می شود که آنها نیز این ژنها را دارند  اما در مورد انسان نیروهای محیطی قدرتمندی نیز در کار است.

هزاران سال است که فرهنگ آدمی بر ارزش دلسوزی و کمک کردن تاکید داشته است.مردم به بچه هایشان کمک به فقرا را می آموزند .انسانها به افرا بیگانه ای کمک می کنند که هرگز توانایی جبران این کمک را نخواهند داشت .امروزه با ظهور شبکه های جدید ارتباطی و حمل و نقل میلیون ها نفر به مردم ساکن در نقاط دور دست که هرگز آنها را ملاقات نکرده اند پول وغذا اهدا می کنند.میان کنش یادگیری و ژنتیک را در شکل گیری رفتارهای اجتماعی بی شماری در انسان ها می توان دید .رفتارشناسان این تاثیرات را در همه مسائل انسان از چگونگی کسب غذا گرفته تا نحوه ی انتخاب همسر دنبال می کنند.در یکی از تحقیق ها ی اخیر که در سال 2003 توسط آکادمی ملی علوم چاپ شده است علوم موثر در انتخاب همسر را در جوامع غربی بررسی کرده اند.محققان یک لیست ده گانه از ویژگی های مطلوب همسر دائمی بر اساس معیار وابسته به تولید مثل و در نهایت مورد حمایت تکامل تقسیم بندی کرده اند که عبارتند از:

ثروت و مقام ، وفاداری ،ظاهر فیزیکی ، و پایبندی جنسی .سپس حدود 1000 زن و مرد جوان غیر هم جنس باز وابسته به دانشگاه کورنل ارزیابی شدند از آنها خواسته شد تا ده ویژگی انتخاب همسر دائمی را به ترتیب اهمیت مرتب کنند سپس خواسته شد تا خود را به عنوان یک همسر بالقوه بر اساس همان ویژگی ارزیابی کنند.اگر تاثیرات ژنتیکی بر فرآیند انتخاب همسر غالب باشد پیش بینی می کنیم که شرکت کنندگان ثروت یا جذابیت های فیزیکی همسر را نسبت به بقیه ی ویژگی ها انتخاب نمایند زیرا هرچه منابع وسیع تر و بیشتر باشد شانس پرورش موفق فرزندان بیشتر خواهد بود به هر حال شرکت کنندگان مورد مطالعه به ویژگی هایی از همسران بالقوه بها دادند که شبیه ویژگی های خودشان باشد بر خلاف آنچه که به نظر می رسید ثروتمند بودن و زیبا بودن همسر مهم باشد، شرکت کنندگان مورد مطالعه بیشتر شخصی را انتخاب کردند که شبیه خودشان بود

نتایج این تحقیق بر عکس باور قدیمی :مخالفان همدیگر را جذب می کنند بود فرآیند انتخاب همسر توصیف کننده ی این جمله است :مشابهان همدیگر را جذب می کنند .محققان حدس زدند که این رفتار باید تا حدی از نظر تکاملی قابل توجیه باشد دیگر تحقیقات نشان داده که در همسران مشابه یکدیگر احتمال بیشتری برای تولید مثل و تولید بچه وجود دارد اما نیروهای محیطی نیز نقش روشنی را بازی می کنند .جوامع غربی مانند بسیاری از جوامع انسانی دیگر اصرار دارند که مردم در هنگام انتخاب همسر به فراتر از ظاهر و ثروت افراد بها دهند.مردم را به جستجوی صفات کیفی دیگر نظیر شباهت ارزشی ، شخصیت و خلق و خو تشویق کرده اند.بنابراین نیروهای اجتماعی به هدایت مردم کمک کرده است تا همسرانی دائمی تر با سازگاری بیشتر و نیروی ماندگاری بیشتر باشند.

در این اثر محیطی در جامعی که رهنمودهای رفتاری را به اعضای جوان تر انتقال می دهند نمونه ای از یادگیری اجتماعی است که ریشه ی فرهنگ را تشکیل می دهند.فرهنگ ، سیستم اطلاعاتی است که از طریق یادگیری یا یاددهی اجتماعی منتفل می شود و رفتار افراد یک جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد.در حالی که انسان ها تنها موجوداتی نیستند که نمایش دهنده ی فرهنگ و یادگیری اجتماعی باشند.این فرآیند برای تداوم جوامع انسانی ضروری است .

همان طور که دانشمندان ،یادگیری گروهی و انسان ها را مطالعه می کنند به کشف تاثیرات ژن ها و محیط ادامه می دهند.سوسیوبیولوژی (جامعه شناسی زیستی )حوزه ای از تحقیق و بررسی که مبحث 15-35 معرفی شد بر این ایده متمرکز است که رفتارهای اجتماعی نیز مانند ویژگی های آناتومیکی تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار داشته و در طول زمان تکامل یافته است.

به کارگیری این پدیده در مورد انسان منجر به این نتیجه گیری می شود که آهنگ زندگی از پیش تعیین شده است . ام حامیان این ایده معنقدند که رفتار انسان را هرگز نمی توان اثر ساده ی ژن ها دانست . در حقیقت رفتار اجتماعی انسان امعکاسی از ترکیب موشکافانه و دقیق ژن ها و محیط است.

آیا ما فقط یک ماشینیم ؟