معرفي قزل آلاي خال قرمز

نادیه روحی مهندسی فرآوری محصولات شیلاتی۸۶

سیستماتیک-مهندس بیتا

كلمات كليدي:

قزل آلاي خال قرمز– درياچه خزر – چرخه زندگي -  آزاد ماهيان-تكثير و پرورش

 چكيده:

 در اين مقاله  سعي شده تا بطور كامل ماهي قزل آلاي خال قرمزرا از جوانب سيستماتيك، ريخت شناسي،زيست شناسي،چرخه زندگي ،تكثير و پرورش و... شرح داده شود.در مقدمه ابتدا گونه را بطور كامل توصيف كرده و در قسمت شرح به شرح كامل اين ماهي پرداخته شده است. هدف از اين مقاله ارائه جامع و كامل اطلاعات در زمينه شرح ماهي قزل آلاي خال قرمز است. اين ماهي  از خانواده آزاد ماهيان و گونه سالموتروتا مي باشد .اين ماهي وابسته به آب هاي  كوهستاني  مي باشد .از لحاظ شكل و رنگ بسيار متنوع است و وجه تمايز آن با ماهي قزل آلا رنگين كمان خال هاي قرمز نارنجي مي باشد.ماهي آزاد درياي  خزر وابستگي نزديكي به قزل آلاي خال قرمز دارد. اندازه ماهي قزل آلاي خا ل قرمز وابستگي به محيط و ميزان غذاي طبيعي دارد و به ندرت از 45 سانتي متر تجاوز مي كند.تخم ريزي در پاييز و اوايل زمستان  روي بستر شني با  جريان كند آب انجام مي گيرد. 

مقدمه :

 بدن اين ماهيان طويل است و با افزايش سن بلندتر مي شود.ساقه دمي آن بلند است ونمي توان ماهي را به راحتي با گرفتن آن به چنگ آورد.نوك آرواره فوقاني به فراتر از مرز خلفي چشم مي رسد.آرواره تحتاني در ماهيان نر مسن خميده مي شود.يك رديف دندان بصورت متناوب بر روي ميله استخوان تيغه اي و2تا6 عدد بر روي راس استخوان تيغه اي قرار دارند.تعداد خار هاي آبششي 13 تا 18 عدد است.باله پشتي داراي سه شعاع سخت و 8 تا 11 شعاع نرم است.ويك باله چربي در عقب آن قرار دارد.باله هاي لگني داراي يك شعاع سخت و 8شعاع نرم هستند و قاعده آنها در زير نيمه خلفي باله پشتي واقع شده است .باله مخرجي داراي 2 تا 3 شعاع سخت و 8 تا 9 شعاع نرم است.باله دمي دو شاخه است،اما تو رفتگي كمي دارد.فلس ها كوچك هستند و 118 تا 130 عدد فلس بر روي خط جانبي مشاهده مي شود.13 تا 16 فلس نيز از باله چربي تا خط جانبي در مسير مورب قرار گرفته اند. تعداد مهره ها 56 تا 61 عدد است.

 شرح:

Salmo trutta fario (Linnaeus ,1758) 

سالمو تروتا فاريو(قزل آلاي قهوه ايي = خال قرمز)

·         طبقه بندي

Phylum:Chordata

Subphylum:vertebrata

Superclass:Gnathostomata

Class:Osteichthyes

Subclass:Actinopterygii (Ray-finned fish)

Class:Teleoste

Superorder:Prrotacnthopteryii

Order:Salmoniforms

Family:Salmonidae(Salmonids)

Genus:Salmo

Species:Trutta

Subspecies:Fario

Scientific Name: Salmo trutta fario (Linnaeus ,1758)

Engelish Name:Brook /River/Brown trout

Persian Name:Ghezelala-e-Khalghermez/Ghahvehi

·        خصوصيات كليدي

11-9DIII-IV،9-7AII-IV،9-7VI،132-115L.L،رنگ بدن اين ماهي  زيتوني تا سياه متمايل به قهوه ايي ،پهلوها نقره اي يا زرد مي باشد. باله چربي به رنگ روشن مي باشد.و در اطراف خط جانبي خال هاي سياه و قرمز مشاهده مي شوند. بيشينه درازا 60 (متوسط 5/14) ساتيمتر است.

 

·        پراكنش جغرافيايي

دو عامل دماي آب و اكسيژن محلول در پراكنش اين ماهي در رود خانه ها موثر است.بطوريكه مشاهده هاي بعمل آمده از حوزه جنوب درياي خزر نشان مي دهد كه در مناطقي  با دماي آب كمتر از 20 درجه سانتي گراد و اكسيژن محلول بيشتر از 8-7 ميلي گرم در ليتر اين گونه وجود  دارد.اين گونه هنگام مهاجرت جهت توليد مثل نياز به آب با جريان تند بيش از1 متر بر ثانيه  و بستر سنگ لاخي توام با قلوه سنگي دارند.در قسمت هاي فوقاني اغلب رود خانه هاي  جنوب شرق درياي خزر از ارس تا رودخانه تجن  وجود دارد. نمونه برداري هاي بعمل آمده نشان مي دهد كه در رودخانه هاي جنوب شرق درياي خزر مانند گرگان رود و اترك با با توجه به افزايش دما وجود ندارند. بيشترين فراواني را در رودخانه هراز (سدلار و رودخانه پلور)و رود خانه شيرين رود از شاخه هاي اصلي رودخانه تجن دارا مي باشد.(طبق برآورد بعمل آمده در شهريور ماه 1372 در سطح 50متر مربع از شاخه شيرين رود 21عدد قزل آلاي خال قرمز وجود داشت.در درياچه نمك و حوضه درياچه اروميه نيز اين ماهي پراكنش دارد.

·        زيست شناسي

ماهي قزل آلاي خال قرمز مهاجر بوده ، در عمق درياچه ها زندگي مي كند و براي تخم ريزي در فصل پاييز وارد دهانه رودخانه ها شده و تخمريزي مي كند و در همين منطقه بچه ماهيان رشد مي كنند و بين سنين 3-1 سالگي و معمولا در اوائل بهاروارد درياچه مي شوند.ماهيان مسن تر معمولا در عمق آب و ماهيان جوان در سطح آب يافت مي شوند .قزل آلاي خال قرمز همچنين در رودخانه هايي كه داراي آب زلال و سرد و سرشار از اكسيژن هستند زندگي مي كند.اين ماهي در مناطقي از رودخانه كه داراي مواد غذايي كم است،حداكثر به طول20-15 سانتي متري مي رسد و به همين دليل قزل آلاي اين قسمت از رودخانه را قزل آلاي سنگي گويند.ماهيان نر در 2 سالگي و ماده ها در 3 سالگي بالغ مي شوند.اين ماهي به محل زندگي خود علاقه داشته و بشدت از آن محل دفاع مي كند.

 

·        تغذيه

اين ماهي گوشتخوار است وغذاي اصلي آن انواع سخت پوستان ،لارو حشرات و ماهيان ريز مي باشد و در نزديكي بستر رودخانه زندگي مي كند و از اين لحاظ با قزل آلاي رنگين كمان كه بيشتر وابستگي به سطح آب دارد متمايز است.

 

·         تتكثير وپرورش

تغذيه ماهي قزل آلا خال قرمز با غذاي دستي با مشكل همراه است و بازده غذاي آن كمتر مي باشد. از اين لحاظ با قزل آلاي رنگين كمان كه به آساني با غذاي دستي تغذيه مي نمايد متمايز مي باشد.

ماهي قزل آلاي خال قرمز نسبت به كيفيت و كميت آب آب نيز از قزل آلاي رنگين كمان حساس تر است. در صورتي كه ماهي قزل آلاي خال قرمز خوب تغذيه گردد گوشت بسيار لذيذي خواهد داشت و در صورتي كه  قسمتي از غذا از سخت پوستان باشد رنگ گوشت آن به رنگ گوشت ماهي آزاد خواهد بود.ماهي قزل آلاي خال قرمز در اواخر قرن 19 ميلادي در كشور هاي متعدد جهان بومي گرديده است. در حال حاضر اين ماهي بومي رودخانه هاي جنوبي درياي خزر در دامنه هاي البرز و بعضا رود خانه هاي داخلي كشور در دامنه هاي زاگزس مي باشد.

 در مقايسه با قزل آلاي رنگين كمان ،قزل آلاي رنگين كمان به دلايل زير به مراتب از ماهي قزل آلاي خال قرمز براي تكثير مصنوعي و پرورش مناسب تر مي باشد:

1-ماهي قزل آلاي رنگين كمان به مراتب آسانتر از ماهي قزل آلاي خال قرمز نسبت به محيط سازگاري حاصل مي نمايد.تمايل بيشتري به اهلي شدن دارد و از غذاي دستي آسانتر استفاده مي كند.نسبت به درجات بالاي آب و كمبود اكسيژن مقاوم مي باشد و در آبي كه به اندازه كافي تعويض مي شود مي تواند درجات 20الي 22 درجه سانتيگراد و در كوتاه مدت حتي 24 درجه سانتي گراد را تحمل مي كند.

2-ماهي قزل آلاي رنگين كمان نسبت به بيماري به مراتب مقاوم تر است.

3-نمو تخم در كوتاه مدت انجام مي شود و رشد آن سريعتر است . كمتر گوشخوار است و يا ماهيان كمتري را شكار مي كند.از انواع كرم ها و نرم تنان تغذيه و آنها را در كف آبگير جستجو مي كنند.داراي رشد سريع مي باشد.تحت مديريت خوب و در صورت برخورداري از تغذيه مناسب، در درجه حرارت مطلوب رشد7-9 ماه طول مي كشد كه بچه ماهي با وزن 2گرم به وزن 250 گرم برسد.

·        ارزش اقتصادي

اين ماهي داراي ارزش اقتصادي است و بخصوص يكي از ماهيان بسيار مورد علاقه ورزش دوستان براي صيد ورزشي (Sport fishing) مي باشد.

منابع:                               

1- وثوقي، غ. ماهيان آبشيرين.142-141.

2.ستاري، م. 1386. ماهي شناسي2(سيستماتيك).نشرحق شناس،رشت.502ص.

3.اطلس ماهيان درياچه خزر

4.كرمي،ع. پرورش ماهيان سرد آبي(عمومي).صفحات 25-24

5- http://eis.bris.ac.uk/~cckhrb/physiology/lc_brown.htm

6- http://www.welsh-trout.co.uk/fish.html

7-  htt://www.deveron.org/wb/papea/wildlife

7- www.fishbase.org

 

 

 

 

 

سال نو مبارک و اما....

 

سال نومبارک

 

سال نو بچه های شیلاتی مبارک

 بخصوص بچه های فرآوری ۸۶چابهار

 

سالی  پر از دانایی و زیبایی برایتان

 آرزو میکنم

واما...

سال نو را با مرگ ماهی قرمز شروع نکنیم...

هيچ کس نمی داند ماهی قرمز کی و از کجا آمده، چگونه بر سر سفره هفت سين

نشسته و حضورش دقيقاً برای چيست، اما همه می دانند که تحويل سال در غياب

او به دل نمی چسبد.

چند روزی اهل خانه را شاد نگاه می دارد و کودکان را سرگرم، بی آنکه کسی بفهمد


او حتی با صدای بلند تلويزيون سکته می کند و بدنش با آفتابی که از پنجره می تابد،


ذره ذره می سوزد!


او همان موجودی است که روزگاری در باور ايرانيان گاوی بر پشت داشت و گاو،


جهان را بر شاخ نهاده بود؛ اما حالا بايد در خانه همانان دو سه هفته ای را با زجر و


محنت به سر آرد تا بميرد!


قديم تر ها که خانه ها بزرگ و حياط دار بود، او هم در حوض وسط حياط جايی برای


خود می يافت و اهميتی نمی داد که وقت تحويل سال چند ساعتی را در تنگ کوچک


بلورين سر کند، اما در روزگار آپارتمان نشينی، تنها خانه او تنگ تنگ است و بس.


آيا او همان ماهی قرمز کوچولو است که می گويند نشان از وهمن امشاسپندان دارد


و جانداران را پشتيبان است!


ماهی – سرخ يا غيرسرخ – آن گونه که دکتر


محمود روح الامينی استاد مردم شناسی دانشگاه تهران می گويد در نماد شناختی


ايرانی نشان از زندگی دارد و از آن رو در کنار هفت سين نوروزی قرار می گيرد که


نوروز سرآغاز زندگی دوباره طبيعت است و حضور ماهی از ميان انبوه حيوانات


اشاره ای است به اين آغاز.


البته کسی نمی داند که اين موجود (بی آنکه نامش با حرف سين آغاز شود) از چه


زمان پای ثابت سفره هفت سين شده است؛ چرا که به گفته روح الامينی «ما نه


فقط درباره ماهی، بلکه حتی درباره هفت سين، کوچکترين اطلاعی در نوشته ها و


متون کهن پارسی نمی يابيم. مراسم نوروزی اغلب در خانه ها برگزار می شده و


چون تاريخ نگاری ايران يکسر معطوف به موضوعات رسمی و شاهانه بوده، توجهی


به آن نکرده است.»



دکتر ميرجلال الدين کزازی استاد ادبيات دانشگاه شهيد بهشتی نيز همچون روح


الامينی نمی تواند ردپايی از ماهی سرخ در آبشخورهای کهن به دست دهد، اما


درباره کارکرد ماهی در فرهنگ و باور شناختی ايرانی سخنان درخوری دارد: «ماهی


از آن روی که با آب در پيوند است، پديده ای خجسته و بشگون و اهورايی شمرده


می شود و به نشان فال نيک در خان نوروزی نهاده می آيد. از سوی ديگر شايد بتوان


اين نشانه را هم مانند ديگر نشانه ها و نمادهايی که در خان نوروزی يا هفت سين


می بينيم، در پيوند با ستايش روشنايی و خورشيد دانست.»


او افسانه نهادن جهان بر شاخ گاو و جای گرفتن


گاو بر ماهی را يادآور می شود و می افزايد: «گاو در نمادشناسی ايرانی نشانه


رازآلود زمين يا جهان فرودين پيکرينه است که در ادب پارسی، جهان آب و گل خوانده


می شود؛ در برابر شير که نماد خورشيد و آسمان است. از آنجاست که اين گاو بر


ماهی ايستاده و بنياد و پايگاه زمين يا جهان پيکرينه آب و گل است.»


به هر روی ماهی سرخ نوروز تا از اعماق اسطوره ها به پای سفره هفت سين بيايد،


راهی دور و دراز و گاه پرمشقت را می پيمايد. اين ماهی دوست داشتنی که به طور


متوسط بين ۱۲ تا ۲۰ سال عمر می کند و در موارد نادری ۳۰ و ۴۰ را از سر می


گذراند، از خانواده کپور ماهيان است و حدود ۱۵۰۰ خواهر و برادر دارد که برخی چون


او تزئينی و برخی خوراکی اند.


در رديف ماهيان گرم آبی و پرطاقت جای می گيرد و می تواند با اکسيژن بسيار کم


به زندگی ادامه دهد. از اين رو تکثيرش فرايند پيچيده ای ندارد و در خانه های


روستايی و با امکانات ابتدايی نيز صورت می پذيرد.


آغاز تکثير معمولاً از خرداد ماه است و از اوايل اسفند سر و کلمه ماهی قرمز در


بساط دستفروشان فصلی پيدا می شود. در حالی که طبق آمار شيلات ايران، هر


ساله ۳۱ ميليون قطعه انواع ماهی تزئينی در کشور توليد می شود، توليد ماهی


قرمز به تنهايی از مرز ۶۰ ميليون قطعه می گذرد و اين يعنی يک تجارت پرسود و


تضمين شده است.


شيلاتی ها می گويند دست کم دو هزار نفر در


سراسر کشور به طور مستقيم در پرورش ماهی قرمز دست دارند، اما اين مربوط به


واحدهايی است که مساحت شان از ۱۰۰ متر افزون تر است و از شيلات پروانه


دريافت کرده اند و گرنه تعداد پرورش دهندگان خانگی بايد به مراتب بيشتر باشد.


اين عده اخير را در زمره فقيرترين و خرده پاترين توليدکنندگان ماهی به شمار می


آورند و هزاران دستفروش را که در بخش های پايين دستی شبکه توزيع فعال اند، بر


تعدادشان می افزايند.


کار تکثير اغلب بی آنکه آسيبی به ماهی برسد، انجام می گيرد و اگر در واحدهای


بزرگ و تحت نظارت باشد با استانداردهای بهداشتی همخوانی دارد. اما گرفتاری


ماهی قرمز از زمانی آغاز می شود که پای در چرخه توزيع می نهد. هزاران هزار


ماهی در دبه های کوچک و بزرگ، سوار بر وانت يا کاميونت يا حتی پشت خودروهای


سواری به مراکز فروش حمل می شوند و خود را در مرحله قيمت گذاری می يابند.


گزارش يک خبرنگار از اين مراسم رقت بار چنين است: «تهران ، خيابان مولوی... دبه


های سفيد از پشت وانت تخليه می شوند. چند نفر کنار دبه ها نشسته اند تا مراسم


قيمت گذاری راحت تر انجام شود. ماهی های ريز، مريض و نه چندان خوش رنگ به


سادگی جدا می شوند و روی زمين يا احتمالاً داخل جوی کنار خيابان پرتاب می


شوند.»


آنها که می مانند سهم دستفروشانی هستند که


کلی چشم ماليده اند تا شب عيد فرارسد و از اين رهگذر پولی به دستشان آيد. اما


چه بسيار ماهی قرمزهايی که نيمه جان بر سفره هفت سين می نشينند، زيرا بر


اثر تعويض مکرر آب، دست بردن در تنگ يا تکان های شديد دچار سکته شده و در


آستانه مرگ قرار دارند.


مردم در خانه ها ماهی قرمز را در تنگ های کوچک رها می سازند و گاه از سر


دوستی با ماهی تلنگری هم به تنگ می زنند تا به حرکت درآيد. آنها که مهربان‌ترند ،


مرتب آب ماهی را عوض می کنند و غذا برايش می ريزند؛ غافل از آن که تلنگر و


تعويض چيزی نيست مگر يک شوک بزرگ به ماهی و غذای زياد در حکم سم مهلک!


اما آنان که از مهربانی بی بهره اند، ماهی را يکسر به فراموشی می سپارند و آنقدر


آب تنگ را عوض نمی کنند تا ماهی به شکل دردناکی می ميرد!


پس عجب نيست که اعلام شود از ۱۵ اسفند سال گذشته تا ۱۵ فروردين امسال


دست کم ۵ ميليون قطعه ماهی بر اثر بيماری، سکته و نگهداری


نادرست جان سپرده اند. پيکر آنها ميان زباله ها يا کنار جوی، هديه نوروزی


شهروندان به گربه های ولگرد شهر بوده است!


هم از اين روست که يک متخصص


محيط زيست می گويد: «اگر مردم می دانستند که حتی توليد صدا


در ماهی قرمز ايجاد ترس و مرگ می کند، اگر می دانستند که در آب


کلردار آرام و بی صدا می سوزد و نياز به جای وسيع و آب پرخزه


دارد، آن وقت هرگز ماهی های قرمز را قربانی سفره های هفت


سين خود نمی کردند.»


رئيس انجمن موبدان زرتشتی بر اين باور است که ماهی قرمز از هفتاد سال پيش به


اين سو (و گويا از چين) وارد آيين نوروزی شده و بهتر است که همان سيب شناور در


آب نماد گردش خورشيد در آسمان باشد و ماهی قرمز از سفره هفت سين کنار رود.


اين نظر اما، تفاوت آشکار با رأی روح الامينی و کزازی به عنوان دو فرهنگ پژوه


برجسته دارد که حضور ماهی بر خان نوروزی را – آن هم به مثابه نماد زندگی –


برگرفته از اسطوره های ايرانی می دانند.


ولی تا آنجا که به ماهی قرمز مربوط است، اگر تاب آورد و عيد را از سر بگذراند، چند


گونه سرنوشت را پيش روی خويش می يابد: يا در تنگ می ماند تا بميرد يا اگر


خوشبخت باشد به حوض خانه راه می برد يا در حوض يک مسجد يا امامزاده رها


می شود.


شايد هم در روز سيزده بدر به آبگيرهای طبيعی سپرده شود و جای وسيعی برای


خود پيدا کند. با اين حال حتی يک حساب سردستی نشان می دهد که محتمل ترين


گزينه برای موجودی که نماد زندگی در سفره هفت سين است، مرگ است!


حتی اگر نيمی از ۶۰ ميليون ماهی عرضه شده در شب عيد زنده می ماندند، سال


ديگر کمتر خانواده ايرانی نيازمند خريد ماهی قرمز بود، ماهی قرمزی که می گويند


نشان از وهمن امشاسپند دارد و جانداران را پشتيبان است...

/www.persianpet.org